بسمه تعالی
آیا مسئله یا مشکلی دارید؟ عالیست.
چرا؟
زیرا هر بار که با مسئله ای روبرو می شوید و با ذهنیت مثبت آن را شکست می دهید،
تبدیل به انسانی بهتر ،بزرگتر و موفق تر می شوید.
شاد و موفق باشید.

- جلوي گريه خود را نگيريد ، تا گهگاهي گريه كنيد.
2- دست كم روزي 15 دقيقه را در سكوت بگذرانيد و به نيازهاي واقعي خود و نيز چيزهايي كه داريد فكر كنيد. سكوت ، عصارهي آرامش است، با زور نميتوان آن را ايجاد كرد، بايد زماني كه فرا رسيد آن را بپذيريد.
3- افراد آرام به خود ميگويند: " براي تغيير گذشته كاري نميتوان كرد " ، آنگاه از فكر ادامه ي زندگي لذت ميبرند.
4- وقتي احساس ميكنيد كه سرتان پر از فكرهاي مختلف است و جاي خالي در آن نيست، با قدم زدن، آنها را پاك كنيد.
5- اگر نتوانيد كسي را ببخشيد، افكار خشمگينتان شما را براي هميشه با اين افراد مرتبط خواهد كرد. شاد كردن ديگران، باعث آرامش ميشود.
6- آرامش را از كودكان بياموزيد، ببينيد چگونه در همان لحظهاي كه هستند، زندگي ميكنند و لذت ميبرند.
7- از همان كه هستيد راضي باشيد، در اين صورت احساس آرامش بيشتري ميكنيد.
8- هر چه اكسيژن بيشتري به شما برسد، آرامتر خواهيد شد، خوب است در محل كار و زندگي خود گياهي نگه داريد.
9- مهم نيست كه با شما مودبانه برخورد كنند يا نه، برخورد مودبانهي شما، باعث ايجاد آرامي و احساس خوبي در شما خواهد شد.
10- سرعت حركت شما با احساستان رابطهاي مستقيم دارد، آرام راه برويد و حركات بدن خود را آرامتر كنيد، طولي نميكشد كه آرام خواهيد شد. گاهي ميتوانيد براي رسيدن به آرامش، دراز بكشيد، عضلات خود را شل كنيد و به هيچ چيز فكر نكنيد.
11- با حركات آرام و صحبت كردن شمرده، احساس آرامش را به جمع منتقل كنيد. آيا تا به حال فرد آرامي را ديديد كه با صداي بلند صحبت كند؟
12- با شوخ طبعي به آرامش خود كمك كنيد.
13- راحتي، يكي از عناصر مهم آرامش است، مثل دماي مناسب، صندلي راحت و لباس و كفش راحت . هر چند وقت يك بار ساعتتان را باز كنيد و خود را از فشار زمان نجات دهيد.در آوردن كفشها به كاهش فشار عصبي كمك ميكند.فشردن يك توپ كوچك، تنشهاي عصبياي را كه در انگشتان و دستهاي شما متمركز شدهاند، خالي ميكند. لباسهاي گشاد و راحت، باعث ايجاد راحتي و احساس آرامش ميشود.
14- لحظههاي زيباي زندگيتان را بنويسيد و از آنها عكس و فيلم بگيريد، سپس بيشتر وقتها آنها را به ياد آوريد و دربارهشان فكر كنيد و لذت ببريد.
15- هواي دريا، آب شور و صداي امواج، همگي باعث آرامش ميشوند، مسافرت به سواحل دريا را فراموش نكنيد. (پيشنهاد ما به شما سواحل استان گلستان است) تماشاي ماهيها مثل خيره شدن به دريا، در شما ايجاد آرامش ميكند، زيرا ماهيها آرام شنا ميكنند و آرام تنفس ميكنند.
16- آهسته غذا خوردن و جويدن، باعث تجديد قواي فكري و احساس آرامش خواهد شد.
17- براي تأثير بيشتر و رسيدن به آرامش، در خود متمركز شويد و آرام نفس بكشيد.
18- تمرين كنيد كه آرامتر از حد معمول صحبت كنيد، اين كار خود به خود ، ضربان قلب و تنفستان را كم ميكند و به شما اجازه ميدهد، ذهن و فكرتان را از بسياري مسايل پاك كنيد.
19- اگر به عقايد مذهبي و معنوي پايبند باشيد، به يكي از با افتخارترين روشهاي رسيدن به آرامش خاطر رسيدهايد، آنگاه ميتوانيد بگوييد: " الا بذكر الله تطمئن القلوب ". اگر از خدا دور افتادهايد، اكنون وقت آشتي است. داشتن يك تكيهگاه معنوي در حد تعادل موجب آرامش ميشود.
20- احساسات و مشكلات خود را به ديگران بگوييد و آرامش بيشتري احساس كنيد.
21- يكي از مهمترين مهارتها در آرام بودن، فكر نكردن به مسايل كوچك است، دومين مهارت، كوچك شمردن تمام مسايل است.
22- شاد كردن ديگران، موجب آرامش ميشود. نميدانيد چه لذتي دارد پول رستوران امشب را با توافق سايرين به يك كارتن خواب هديه دهيد.
قدرداني كنيد. ديگران را براي لطف كردن به خود تحت فشار قرار ندهيد، لطف كه وظيفه نيست.
23- اگر ميدانستيد كه : «سيگار كشيدن + ورزش نكردن = استرس، اضطراب و حذف آرامش»، هرگز سيگار نميكشيديد و ورزش كردن را به تعويق نميانداختيد.
ازدواج و معيارهاي انتخاب همسر ( بخش اول)
با چه كسي ازدواج كنيم ؟ چگونه همسرآينده امان را بشناسيم؟ چه شرايطي براي همسر در نظر بگيريم ؟ در چه سني بايد ازدواج كرد؟ چه شرايطي بايد داشته باشيم تا ازدواج كنيم ؟
و هزاران سئوال از اين دست را هر روزه جوانان در ذهن خود مرور مي كنند و به دنبال جواب هستند. در اين يادداشت و چندين يادداشت بعدي ، سعي ما بر اين است كه به اين مهم بپردازيم و سئوالاتي كه مبتلا به عموم هست را از منظر روانشناسي كاربردي پاسخ دهيم.
در مورد ازدواج بايد بگوئيم كه : اين رابطه تنها به منظور ارضاي تمايلات آني نيست . بلكه زندگي آينده و خوشبختي زن و مرد و كودكان آنها بر اساس اين پيوند قرار گرفته است و چنانكه در بحث تربيت كودك نيز شرح داديم يكي از علل عمده اختلالات رواني در كودكان ، گسسته شدن رابطه خانواده و يا اختلافات خانوادگي است.
ازدواج موفق بستگي به عوامل مختلفي دارد كه خيلي از آنها را بايد در دوران نامزدي ( قبل از ازدواج ) ارزيابي كرد. عوامل ديگري نيز در موفقيت زندگي زناشويي موثر است كه مي توان آنها را بعد از ازدواج شناخت.
در ازدواج ، سازش دائمي و از خودگذشتگي فراوان لازم است ، ولي اگر زن و مرد قبل از ازدواج با يكديگر توافق بيشتري داشته باشند ، امكان سازش بعدي بيشتر خواهد بود.
مهمترين عوامل توافق در ازدواج عبارتند از :
1 - رشد عاطفي و فكري
2 - تشابه علايق و طرز تفكر
3 - تشابه مذهبي ( مسائل عيني مذهبي مد نظر است نه كليات )
4 - تشابه تحصيلي و طبقاتي
5 - تشابه طرز فكر نسبت به امور جنسي
6 - تشابه علاقه به زندگي و سرعت عمل در كارها
7 - رابطه با خانواده زن و شوهر
سعي ما بر اين است كه در اين يادداشت و يادداشت هاي بعدي موارد هفتگانه فوق را شرح دهيم و در اين يادداشت معيار اول را بحث مي كنيم.
1 - رشد عاطفي و فكري
مهمترين عامل موفقيت در زندگي زناشويي ، رشد عاطفي و فكري است. البته واضح است كه درجه رشد عاطفي و فكري تنها بستگي به سن ندارد ، بلكه سن رواني ، اجتماعي و عاطفي و سن جسماني همه از عوامل موثر روشنفكري است. اگر اين عوامل فراهم باشد ، بهترين سن براي ازدواج 25 سالگي براي مرد و 22 سالگي براي زن است.
در اين سن يك فرد عادي به اندازه كافي رشد و ثبات فكري و عاطفي دارد و امكان تغيير ناگهاني در رفتار او كم است ، اگر چه در اين سن عادات مختلف در فرد به صورت محكمي در آمده ، ولي هنوز قابليت تطبيق و سازش در او موجود است. البته بايد اضافه كرد كه اين سن را تنها از لحاظ كلي انتخاب كرديم ، بدين معني كه خيلي ازدواجهاي مقرون به خوشبختي وجود دارد كه زن و مرد در موقع ازدواج بسيار مسن تر يا جوان تر از سن مذكور بوده اند.
رشد جسماني نيز عامل مهمي در آمادگي براي ازدواج است. اگر چه در اجتماع كنوني ما ازدواج معمولا بعد از بلوغ صورت مي گيرد ، معهذا بايد گفت كه روان شناسان ، زناشويي كودكان تازه بالغ را كه آمادگي وارد شدن به زندگي پر مسئوليت زناشويي را ندارد ، صلاح نمي بينند.
مسئله ديگري كه از لحاظ بهداشت رواني قابل ملاحظه است اينكه آيا در ازدواج اختلاف هوش و معلومات سبب بروز اختلافات زناشويي خواهد شد يا خير ؟ تحقيقاتي كه در اين زمينه موجود است نشان مي دهد كه مردان تمايل دارند كه با زنان كم هوش تر از خود ازدواج كنند و اغلب زنهاي خيلي با هوش مجرد مي مانند. از لحاظ خوشبختي زناشويي ، صلاح است كه مرد از لحاظ هوش ، كمي برتر از زن باشد ، زيرا محيط ما چنين اقتضاء مي كند. ولي تفاوت زيادي در اين مورد نبايد وجود داشته باشد ، زيرا در غير اين صورت علايق و طرز تفكر آنان با يكديگر توافق نخواهد داشت. البته امكان دارد ازدواج موفقيت آميزي كه در آن زن با هوش و فعالي شريك است ، وجود داشته باشد ، ولي خطرات ناشي از آن زياد است . در واقع هوش يك معياري است كه علايق و طرز تفكر خاصي را توليد مي كند و درصورت اختلاف هوشي زياد انطباق و توافق طرفين به شدت كاهش مي يابد.
رشد اجتماعي رابطه نزديكي با رشد عاطفي و فكري دارد ، زيرا شخصي كه از لحاظ اجتماعي رشد كرده است ، روابط اجتماعي را بهتر درك مي كند . او مي داند چگونه با ديگران ، به خصوص خانواده و همكارانش سازش كند . او درك مي كند كه انتظارات اجتماع از او چيست و تا اندازه زيادي قادر است خود را با اين توقعات تطبيق دهد. همچنين او آماده قبول مسئوليت است و نسبت به محدوديتهاي خود آگاهي دارد.
يكي از مهمترين عوامل رشد ، مقدار و چگونگي رشد عاطفي است . مثلا شخص ممكن است سي يا چهل سال عمر كرده باشد ، ولي از لحاظ رشد عاطفي عقب مانده محسوب شود . چنين شخصي قدرت كنترل احساسات و عواطف خود را ندارد و در نتيجه زندگي زناشويي او مختل مي شود.
شخصي كه رشد عاطفي كرده است ، در مورد همسر و فرزند و دوستان و مشكلات زندگي نظريه واقع بينانه اي دارد. او داراي فلسفه زندگي معيني است كه بر اساس آن مي تواند از بحرانهاي دايمي زندگي جلوگيري كند . او به پيشرفت هاي فعلي خود متكي است و زياد به گذشته خود ، هر چند هم با شكوه بوده باشد ، اتكا ندارد. در ضمن به مطالبي از قبيل امور جنسي ، عشق ، ازدواج و تربيت كودك با روشنفكري مي نگرد.
ادامه دارد(در آینده)...
![]()
کشاورزي الاغ پيري داشت که يه روز اتفاقي ميفته تو ي يک چاه بدون آب . کشاورز هر چه سعي کرد نتونست الاغ رو از تو چاه بيرون بياره . براي اينکه حيون بيچاره زياد زجر نکشه کشاورز و مردم روستا تصميم گرفتن چاه رو با خاک پر کنن تا الاغ زود تر بميره و زياد زجر نکشه .
مردم با سطل روي سر الاغ خاک مي ريختند اما الاغ هر بار خاکهاي روي بدنش رو مي تکوند و زير پاش مي ريخت و وقتي خاک زير پاش بالا مي آمد سعي ميکرد بره روي خاک ها .
روستايي ها همينطور به زنده به گور کردن الاغ بيچاره ادامه دادند و الاغ هم همينطور به بالا اومدن ادامه داد تا اينکه به لبه ي چاه رسيد و بيرون اومد .
مشکلات زندگي مثل تلي از خاک بر سر ما ميريزند و ما مثل هميشه دو اتنخاب داريم . اول اينکه اجازه بديم مشکلات ما رو زنده به گور کنن و دوم اينکه از مشکلات سکويي بسازيم براي صعود
دو مرد در کنار درياچه اي مشغول ماهيگيري بودند . يکي از آنها ماهيگير با تجربه و ماهري بود اما ديگري ماهيگيري نمي دانست .
هر بار که مرد با تجربه يک ماهي بزرگ مي گرفت ، آنرا در ظرف يخي که در کنار دستش بود مي انداخت تا ماهي ها تازه بمانند ، اما ديگري به محض گرفتن يک ماهي بزرگ آنرا به دريا پرتاب مي کرد .
ماهيگير با تجربه از اينکه مي ديد آن مرد چگونه ماهي را از دست مي دهد بسيار متعجب بود . لذا پس از مدتي از او پرسيد :
- چرا ماهي هاي به اين بزرگي را به دريا پرت مي کني ؟
مرد جواب داد : آخر تابه من کوچک است !
گاهي ما نيز همانند همان مرد ، شانس هاي بزرگ ، شغل هاي بزرگ ، روياهاي بزرگ و فرصت هاي بزرگي را که خداوند به ما ارزاني مي دارد را قبول نمي کنيم . چون ايمانمان کم است .
ما به يک مرد که تنها نيازش تهيه يک تابه بزرگتر بود مي خنديم ، اما نمي دانيم که تنها نياز ما نيز ، آنست که ايمانمان را افزايش دهيم .
خداوند هيچگاه چيزي را که شايسته آن نباشي به تو نمي دهد .
اين بدان معناست که با اعتماد به نفس کامل از آنچه خداوند بر سر راهت قرار مي دهد استفاده کني .
هيچ چيز براي خدا غير ممکن نيست .
به ياد داشته باش :
به خدايت نگو که چقدر مشکلاتت بزرگ است ،
به مشکلاتت بگو که چقدر خدايت بزرگ است
عادت عبارت از نقطه تماس دانش و مهارت . اشتياق است .
افراد به تدريج عادت يا شيوه يي از زيستن را مي آموزند كه به طريقي تقويت مي شود. از اين شيوه زندگي پاداش يا رضايتي - هر چند رواني - مي ستانند اگر نه به آن ادامه نمي دادند. آنگاه شايد دريابند كه آن عادت سودمند نيست ، اگر چه ممكن است عادت عميقا ريشه گرفته و بر آنها مسلط شده باشد پس براي شكستن آن نيروي زيادي بايد صرف شود ولي زماني كه عادت شكسته شد آزادي بسيار مطلوبي احساس مي شود.
((هفت عادت مردمان موثر)) اصولی اساسي و بنيادي اند، نه هفت اختيار انتخابي . و همه انسانهاي موثر و كارآمد صاحب اين هفت عادتند. زيرا اين هفت عادت به درمان مشكلات مزمن و ايجاد امكانات تازه مي پردازند. مجالهاي هيجان انگيزي كه مي توانند قدرت درون و خلاقيت انسان را شكوفا و نمايان سازند.
اين هفت عادت عبارتند از : ا- عامل باشد 2- ذهنا از پايان آغاز كنيد 3- نخست امور نخست را قرار دهيد 4- برنده/برنده بينديشيد 5- نخست گوش فرا دهيد.... 6- سينرژي (انرژي گروهي ايجاد كنيد ) 7- اره را تيز كنيد
قصد من از آوردن اين بحث توي اين وبلاگ اين هست كه با كمك شما دوستان عزيزم به ايجاد اين عادتها در خودمون بپردازيم و هر بار يكي از اين عادتها را توي اين وبلاگ مورد بحث و بررسي قرار دهيم و به ايجاد آنها در خودمون به يكديگر كمك كنيم زيرا همونطور كه آقاي استفان كاوي نويسنده كتاب (( هفت عادت مردمان موثر)) نيز بهش اشاره كردند آموزش دادن مطالب به ديگران به ياد گرفتن اون مطلب كمك زيادي مي كند. پس از شما دوستان عزيزم ميخوام كه من را توي اين راه ياري كنيد .
تو دست من را بگير ، من هم دست تو را ميگيرم و با هم صعود ميكنيم .
![]()
- ۵ قاعده کلیدی موفقیت تضمینی در تمام صحنه های زندگی :
- قاعده اول : اگر به این نتیجه رسیده ایم که کاری باید انجام شود پس بدون هیچ بهانه جوئی و معطلی و با جدیت کمر همت ببندیم که آن کار انجام شود .
- قاعده دوم : کاری که باید انجام شود را همین الان انجام دهیم .
- قاعده سوم : مهم نیست که از کاری که باید انجام شود خوشمان بیاید یا نه ! چون باید انجام شود پس در هر حالت و روحیه ای که باشیم با جدیت و سرسختی و یکدندگی تمام کار را انجام میدهیم.
- قاعده چهارم : وقتی کار انجام شد آرام نمیگیریم و به این می اندیشیم که کار بعدی که حتما ً باید انجام شود کدام است.
- قاعده پنجم : سراغ قاعده اول میرویم !
آنتونی رابینز
در قرني كه استرس و فشار رواني بيداد مي كند و همه آدمها را زير پاي خود له مي كند همه مي دانند استرس چيست و فشار رواني با آدم چه مي كند همه يك طوري حسش كردند و دركش مي كنند .
اما اينكه هر كس چقدر مي تواند استرس را تحمل كند جاي بحث دارد . واقعاً چه چيز باعث مي شود دو نفر تحت استرس مساوي باشند و يكي خسته و از پا افتاده و ديگري در كمال آرامش؟
اصطلاحي در روانشناسي هست به نام سر سختي روانشناختي و در مورد افرادي به كار برده مي شود كه در برابر فشار رواني مقاومند.
برخي از خصوصيات اين افراد به شرح زير است:
دو نوع كنترل وجو دارد * كنترل دروني : فرد احساس مي كنه خود اوست كه اوضاع را كنترل مي كند و اگر تصميمي گرفته مي شود خود به اين نتيجه رسيده و به صورت مستقيم يا غير مستقيم بر او تحميل نشده است.
* كنترل بيروني : فرد احساس مي كند فرد ديگري و يا محيط او را كنترل مي كنند . در صورتي كه احساس كنيم كنترل دروني بر زندگي ما حاكم است احساس آرامش بيشتري مي كنيم. مسئوليت اتفاقات را به راحتي مي پذيريم پس سعي كنيم امور زندگيمان را خودمان در دست بگيريم و اجازه ندهيم كسي ما را كنترل كند .
نكته مهم : اين به اين معني نيست كه از امروز جنگ راه بيندازيم كه به شما مربوط نيست و چنين است و چنان است هميشه مي توانيم در كمال آرامش و احترام و تنها با اقتدار در رفتارمان به ديگران بفهمانيم كه تصميم گيرنده خودمان هستيم . خيلي وقتها لازم نيست پيشنهاد كسي را علناً بپذيريد و يا رد كنيد ، پيشنهادات و انتقادات را بشنويد و در نهايت خودتان تصميم بگيريد شايد در اين ميان پيشنهاد و يا انتقادي سازنده دريافت كرديد.
چه چيز باعث مي شود كاري را كه انجام مي دهيد دوست داشته باشيد؟
هميشه به اين فكر كنيد كه هدفتان از انجام كاري كه مي كنيد چيست؟آيا اين هدف براي شما آرامش به همراه دارد؟
هدفتان را زيبا بنويسيد و در معرض ديدتان قرار دهيد .آگاهي لحظه به لحظه از هدفي آرامش بخش باعث مي شود مسير را نيز با لذت و بدون استرس طي كنيد . كم پيش مياد در مسيري كه قرار است عزيزي را ببينيد متوجه گرما ، ترافيك و سختي راه بشويد چون هدف مقدس تره و بيشتر ارزش فكر كردن داره.
گاهي اوقات هم لذت درون همان كاري است كه مي خواهيد انجام دهيد و هدف، خود مسير است در هر صورت سعي كنيد به هر ترتيبي مسير را براي خودتان دلپذير و دوست داشتني كنيد .
زماني مي سد كه تلاش انسان در تغيير محيط بي نتيجه است پس حالا چه كنيم؟ تنها چيزي كه انسانها قادر به كنترل مطلق آن هستند خودشان و شخصيتشان است تعادل مهمترين اصلي است كه در روانشناسي مطرح است هر رفتاري كه اصطلاح اختلال به خود گرفته در واقع رفتاري است كه از تعادل خارج شده.و براي تعادل نياز به انعطاف داريم اگر بدني انعطاف پذير داشته باشيم هنگام راه رفتن بر روي لبه پياده رو تعادلمان را حفظ خواهيم كرد هميشه حقيقت چيزي نيست كه شما فكر مي كنيد . به موضوعات مختلفي كه پيرامون مسئله اي وجود دارد و شما را مي آزارد بسيار و بسيار فكر كنيد شايد اشكال در ذهن شماست ، در باور شما و اگر مي خواهيد تعادلتان به هم نخورد در تغيير اين باور انعطاف پذير باشيد.
جری مدیر یک رستوران است. او همیشه در حالت روحی خوبی به سر می برد. هنگامی که شخصی از او می پرسد که چگونه این روحیه را حفظ می کند، معمولا پاسخ می دهد: «اگر من کمی بهتر از این بودم
دوقلو می شدم.»
هنگامی که او محل کارش را تغییر می دهد بسیاری از پیشخدمتهای رستوران نیز کارشان را ترک می کنند
تا بتوانند با او از رستورانی به رستوران دیگر همکاری داشته باشند. چرا؟
برای اینکه جری ذاتا یک فرد روحیه دهنده است. اگر کارمندی روز بدی داشته باشد، جری همیشه هست تا به او بگوید که چگونه به جنبه مثبت اوضاع نگاه کند. مشاهده این سبک رفتار واقعا کنجکاوی مرا تحریک کرد، بنابراین یک روز به سراغ او رفتم و پرسیدم:
من نمی فهمم! هیچکس نمی تواند همیشه آدم مثبتی باشد. تو چطور اینکار را می کنی؟
جری پاسخ داد: « هر روز صبح که از خواب بیدار می شوم و به خودم می گویم، امروز دو انتخاب دارم. می توانم در حالت روحی خوبی باشم و یا می توانم حالت روحی بد را برگزینم. من همیشه حالت روحی خوب را انتخاب می کنم هر وقت که اتفاق بدی رخ می دهد، می توانم انتخاب کنم که نقش قربانی را بازی کنم یا انتخاب کنم که از آن رویداد درسی بگیرم.»
هر وقت که شخصی برای شکایت نزد من می آید، می توانم انتخاب کنم که شکایت او را بپذیرم و یا انتخاب کنم که روی مثبت زندگی را مورد توجه قرار دهم. من همیشه روی مثبت زندگی را انتخاب می کنم.
من اعتراض کردم « اما این کار همیشه به این سادگی نیست»
جری گفت «همینطور است! کل زندگی انتخاب کردن است. وقتی شما همه موضوعات اضافی و دست و پاگیر را کنار می گذارید، هر موقعیتی، موقعیت انتخاب و تصمیم گیری است.شما می توانید انتخاب کنید که چگونه به موقعیتها واکنش نشان دهید.شما انتخاب می کنید که افراد چطور حالت روحی شما را تحت تاثیر قرار دهند.شما انتخاب می کنید که در حالت روحی خوب یا بدی باشید. این انتخاب شماست که چطور زندگی کنید»
چند سال بعد....
من آگاه شدم که جری تصادفا کاری انجام داده است که هرگز در صنعت رستوران داری نباید انجام داد
او درب پشتی رستورانش را باز گذاشته بود و بعد ؟؟؟
صبح هنگام، او با سه مرد سارق روبرو شد آنها چه می خواستند؟
درحالیکه او داشت گاوصندوق را باز می کرد به علت عصبی شدن دستش لرزید و تعادلش را از دست داد. دزدان وحشت کرده و به او شلیک کردند. خوشبختانه، جری را سریعا پیدا کردند و به بیمارستان رساندند.
پس از 18 ساعت جراحی و هفته ها مراقبتهای ویژه جری از بیمارستان ترخیص شد در حالیکه بخشهایی از گلوله ها هنوز در بدنش وجود داشت.
من جری را شش ماه پس از آن واقعه دیدم. هنگامی که از او پرسیدم که چطور است، پاسخ داد: « اگر من اندکی بهتر بودم دوقلو می شدم. می خواهی جای گلوله را ببینی؟»
من از دیدن زخمهای او امتناع کردم، اما از او پرسیدم هنگامی که سرقت اتفاق افتاد در فکرت چه می گذشت.
جری پاسخ داد: « اولین چیزی که از فکرم گذشت این بود که باید درب پشت را می بستم. بعد، هنگامی که آنها به من شلیک کردند همانطور که روی زمین افتاده بودم، به خاطر آوردم که دو انتخاب دارم: می توانستم انتخاب کنم که زنده بمانم یا بمیرم. من انتخاب کردم که زنده بمانم.»
پرسیدم : «نترسیده بودی؟»
جری ادامه داد، « کادر پزشکی عالی بودند. آنها مرتبا به من می گفتند که خوب خواهم شد. اما وقتی که مرا به سوی اتاق اورژانس می بردند و من در چهره دکترها و پرستارها وضعیت را می دیدم، واقعا ترسیده بودم. من از چشمان آنها می خواندم « این مرد مردنی است.» می دانستم که باید کاری کنم»
پرسیدم : « چکار کردی ؟ »
جری گفت « خوب، آنجا یک پرستار تنومند بود که با صدای بلند از من می پرسید آیا به چیزی حساسیت دارم یا نه»
من پاسخ دادم : «بله ! » دکترها و پرستاران ناگهان دست از کار کشیدند و منتظر پاسخ من شدند.
یک نفس عمیق کشیدم و پاسخ دادم : « گلوله !! »
درحالیکه آنها می خندیدند گفتم: « من انتخاب کردم که زنده بمانم. لطفا مرا مثل یک آدم زنده عمل کنید نه مثل مرده ها.»
به لطف مهارت دکترها و البته به خاطر طرز فکر حیرت انگیزش، جری زنده ماند
من از او آموختم که هر روز شما این انتخاب را دارید که از زندگی خود لذت ببرید و یا از آن متنفر باشید.
طرز فکر تنها چیزی است که واقعا مال شماست – و هیچکس نمی تواند آنرا کنترل کرده و یا از شما بگیرد.
بنابراین، اگر بتوانید از آن محافظت کنید، سایر امور زندگی ساده تر می شوند.
حال شما دو انتخاب دارید:
1- می توانید این پیام را بخوانيد و بگذريد.
2- می توانید لينك وبلاگ را در سايت و وبلاگ خود قرار دهيد تا ديگران نيز آن را بخوانند
كمتر كسي است كه فرويد و نظريه روانكاوي او را نشناسد. يكي از موضوعات با ارزشي كه فرويد براي ما به ارث گذاشته مبحث مكانيسم هاي دفاعي است.
همه مي دانيم كه ذهن ما انسانها داراي سه بخش است :
خودآگاه :محل نگهداري موضوعاتي كه به آنها وقوف كامل داريم .مانند نام و نام خانوادگيمان.
نيمه خودآگاه : محل نگهداري موضوعاتي كه با كمي تلاش و تفكر به آنها واقف مي شويم .مثل سالروز تولد يك دوست.
و اما
ناخودآگاه : قسمتي كه به راحتي قابل دسترسي نيست و نقشي مهم را در زندگيمان بازي مي كند .
ناخود آگاه جايي است كه تعارضات انسان به آنجا پناه برده و ذهن را از شر آنها خلاص مي كند . اگر ذهنمان دوست نداشته باشد به چيزي فكر كند آن را بلافاصله به ناخودآگاه مي فرستد.
و فرويد معتقد است استرس و اضطراب زماني پديدار مي شود كه اين موضوعات قصد خارج شدن از ناخود آگاه را دارند . در اين هنگام فرد براي مصون ماندن از اضطراب مكانيسم هاي دفاعيي را به كار مي گيرد.
و من قصد دارم طي زمان اين مكانيسم ها را براي دوستانم شرح دهم تا به خوبي و به جا از آنها استفاده كنند.
ولي چند موضوع را بايد قبل از آن مطرح كنم:
1- چرا مي خواهم با اين مكانيسم ها آشنا شويد: بعد كه آنها را بخوانيد پيش خودتان فكر مي كنيد ، خوب اين را كار را خودمان هميشه مي كنيم، كاملا درست است اين كاري است كه هميشه مي كنيم اما بدون آگاهي، اما از اين به بعد خوب مي دانيد كه چرا چنين فكر مي كنيد و چطور مي توانيد موضوعاتي را كه در ذهنتان نمي گنجيده به اين راحتي تحمل كنيد. آگاهي حق انسانها است. و امروز به بعد ياد مي گيريد آگاهانه و به خواست خودتان از اين مكانيسم ها استفاده كنيد.
2- در روانكاوي شناخت موضوع نصف راه درمان است.
3- زماني فرد دچار بيماري رواني مي شود كه تعادل نيروها در بدن او مختل شود و استفاده نا به جا از مكانيسم ها و استفاده بيش از حد و كمتر از حد آنها نيز يكي از دلايل بيماري رواني است. پس مي خواهم شما دوستان عزيزم بدانيد كه زمانيكه تعادلتان به هم خورده و احساس مي كنيد اختلالي در خلقتان يا منشتان پيش آمده يكي از دلايل آن استفاده نا به جا از مكانيسم ها است. و آگاهي از كاركرد مكانيسم ها به شما كمك مي كند علاج وافعه قبل از وقوع كنيد.
امروز مي خواهم در باره يك مكانيسم دفاعي فوق العاده كمك كننده صحبت كنم.
انكار(denial)
به دو صورت مورد استفاده قرار مي گيرد:
1- انكار موضوع : يعني موضوع اضطراب آور را به كلي به ناخود آگاه فرستاده و وجود آن را انكار مي كنيم.ذهن موجود ضعيفي است چيزي را مي پذيرد كه شما به او بگوييد.
مثال: موقعيت خوب شغلي را از دست داده ايد و به شدت احساس ناكامي مي كنيد.
به ذهن خود بگوييد اصلا چنين موقعيتي وجود نداشته و شك نكنيد كه با اصرار شما او خواهد پذيرفت.
با اين روش در واقع صورت مساله را پاك كرده ايد. و از شر اضطراب رهيده ايد .
نكته مهم : حتما درسي را كه اين تجربه برايتان به همراه داشته بگيريد و بعد آن را انكار كنيد.
2- انكار احساس ناخوشايند همراه آن موضوع : موضوع پا برجاست اما شما احساسي را كه واقعا درباره آن موضوع داريد را به ناخود آگاه بفرستيد. و حضور آن حس را انكار كنيد.
كاري را كه از دست داديد اصلا كار در خوري نبوده و شما اصلا دلتان نمي خواسته به اين كار دست پيدا كنيد.
يادتان باشد همراه انكار خوشايندي موضوع ، شخصيت و حيثيت كسي را انكار نكنيد.
فرافكني “projection”
اين ضرب المثل به كلي گوياي معني مكانيزم دفاعي فرافكني است.و باز انسان نا هوشيار براي رهايي از اضطراب و فرار از تنبيه چه توسط وجدان و چه توسط جامعه خصوصيت و فكر خطر ساز خود را به فرد ديگري نسبت مي دهد استفاده از اين مكانيزم زماني حالت مرضي پيدا مي كند كه براي زندگي فردي و اجتماعي فرد مشكل ايجاد كند و او را از ارتباط سالم و سازنده و سوق دهنده به سوي زندگي بهينه
محروم كند براي مثال فرد بد بيني را در نظر بگيريد كه آگاهي از اين خصوصيت خود او را دچار اضطراب مي كند پس به صورت كاملا نا خود آگاه و نا آگاهانه بد بيني خود را به فرد ديگري نسبت مي دهد يا فردي را تصور كنيد كه در الفباي زندگيش بد تر و زشت تر از پرخاشگري وجود ندارد پس اگر دچار اين حس شود اولين چيزي كه به سراغش مي آيد اضطراب است پس ذهن نا خود آگاه او ترجيح مي دهد پرخاشگري را به فرد مقابل نسبت مي دهد.
مهمترين نكته در اين مطلب اين است كه اين حس كاملا نا خود آگاه است به اين معني كه فرد به كلي از آن بي اطلاع است پس عادلانه نيست كه او را به خاطر چيزي كه از آن اطلاعي ندارد سرزنش كنيم. پس زمانيكه صفتي را به كسي نسبت مي دهيم آگاه باشيم كه آيا خودمان را پنهان نمي كنيم؟
اميدوارم با آگاهي از اين مكانيزم خود را بيشترو بهتر بشناسيم و در جهت زندگي و ارتباط سالمتر تلاش كنيم.
جابه جایی از جمله مکانیزمهای دفاعی است که به میزان بسیار زیاد در زندگی روزمره استفاده می شود. جابه جایی یعنی منتقل کردن ترس و اضطراب از موضوع اصلی به موضوعی کم خطر تر.
فردی را در نظر بگیرید که در محل کار دچار مشکلی با رئیس خود شده ولی چون عصبانی شدن در مقابل رئیس خطرناک است و ممکن است باعث اخراج او شود با انتقال این عصبانیت به خانه و بر سر فرزندان و همسر ،خود را تخلیه می کند و به اصطلاح خشم به صورت نا خود آگاه از رئیس به موضوعی که کمتر تهدید کننده است منتقل می شود.
وقتی نا خود آگاه بر سر کودکمان ، مادرمان، همسرمان فریاد می زنیم بدون اینکه دلیل قانع کننده ای داشته باشیم نیاز به بررسی داریم که موضوع اصلی مورد خشم ما چه بوده؟ خودمان ،رئیسمان ، جامعه مان ،وجدانمان و ....
همه این راهبردها برای این است که در نهایت روانی آرامتر و ارتباطی متناسب تر داشته باشیم پس اگر در رابطه با فرد جدیدی که وارد زندگیمان می شود فقط به این دلایل ناخود آگاه که شبیه فردی است که ما از او می ترسیم و یا متنفریم نتوانیم با او ارتباط برقرار کنیم شکست خورده ایم.
امیدوارم با آگاهی از این مکانیزم حساس بتوانیم در جهت داشتن ارتباطی سالمتر و رفع قضاوتهای عجولانه و ناعادلانه ، آینده ای بهتر و درونی آرامتر پیش رویم.
شاد باشید
من تو رو دوست دارم نه به خاطر تو...بلکه به خاطرشخصيتي و ارزشي که زماني که با توهستم پيدا مي کن
هيچ مرد يا زني ارزش گريه هاي تو رو نداره چون اگه داشت
باعث اشک ريختن تو نمي شد.
اگه کسي با تو هم عقيده نيست وکاري رو که تو علاقه داري اون دوست نداره به اين معني نيست که خود تو رو هم دوست نداره...
يک دوست واقعي کسي هست که دستان تو رو ميگيردو احساسات قلبي تو رو درک مي کند...
بدترين نوع فراق زماني هست که کسي رو که دوست داري در کنار خودت داشته باشي ولي بدوني هيچ وقت نمي توني مالکش بشي.
حتي زماني که ناراحت هستي..اخم نکن ولبخند بزن ..زيرا ممکنه کسي عاشق لبخند تو بشه...
براي تمام دنيا تو فقط يک نفري...ولي کسي هست که تو براي او تمام دنيايي
وقتت رو با کسي تلف نکن ..که حاضر نيست واسه تو وقت بذاره...
شايد خدا مي خواد که تو آدم هاي مختلفي رو قبل از ديدن اون شخصي که واقعا مال توست ملاقات کني تا بالاخره وقتي اونو ديدي شکر گزار باشي
وقتي اتفاقي مي افته گريه نکن.زيرا ديگه تموم شده و اون اتفاق افتاده...پس بخند...
هميشه اشخاصي وجود دارند که تورو ناراحت کنند ولي تو نبايد اميد و اطمينانت روبه همه از دست بدي...فقط براي دفعه ديگه حواست رو جمع کن که چه کساني قابل اعتماد هستند
سعي کن پيشرفت کني ولي فراموش نکن قبلا کي بودي.....
خيلي خودتو درگير نکن ..هميشه اتفاق هاي خوب زماني مي افته که اصلا انتظارش رو نداري...
استادي در شروع كلاس درس ليواني پر از آب را به دست گرفت آن را بالا برد تا همه ببينند بعد از شاگردان پرسيد :
" به نظر شما وزن اين ليوان چقدر است؟"
شاگردان جواب دادند : 50 گرم ، 100 گرم ، 150 گرم ......
استاد گفت من هم بدون وزن كردن نمي دانم دقيقا وزنش چقدر است. اما سوال من اين است:
اگر من اين ليوان آب را چند دقيقه همينطور نگه دارم چه اتفاقي مي افتد؟
شاگردان گقتند هيچ اتقاثي نمي افتد.
استاد پرسيد:
اگر آن را چند ساعت همينطور نگه دارم چه؟
يكي ار شاگردان گقت:
دستتان كم كم درد مي گيرد
" حق با توست . حالااگر يك روز تمام آن را نگه دارم چه؟ "
شاگرد ديگري جسارتا گفت:
"دستتان بي حس مي شود
عضلاتتان به شدت تحت فشار قرار مي گيرد و فلج مي شويدو مطمئنا كارتان به بيمارستان خواهد كشيد"
و همه شاگردان خندبدند.
استاد گفت :
"خيلي خوب است اما آيا در اين مدت وزن ليوان تغيير كرده است؟
شاگردان جواب د ادند : نه
" پس چه چيز باعث درد عضلات مي شود؟ در عوض من چه كنم؟
شاگردان گيج شدند. يكي از آنها گفت : " ليوان را زمين بگذاريد".
استاد گفت : " دقيقا ! مشكلات زندگي هم مثل همين است.
اگر آنها را چند دقيقه در ذهن تان نگه داريد ، اشكالي ندارد
اما مشكل وقتي به وجود مي آيد كه تصميم ميگيريم مشكلاتمان را، چه سبك چه سنگين مدتها در ذهن نگه داريم.
به: شما
تاريخ : امروز
از: رئيس
موضوع : خودت
عطف به : زندگي
من خدا هستم.
امروز من همه مشكلاتت را اداره ميكنم .
لطفا به خاطر داشته باش كه من به كمك تو نياز ندارم.
اگر در زندگي وضعيتي برايت پيش آيد كه قادر به اداره كردن آن نيستي براي رفع كردن آن تلاش نكن .
آنرا در صندوق ( چيزي براي خدا تا انجام دهد ) بگذار .
همه چيز انجام خواهد شد ولي در زمان مورد نظر من ، نه تو .
وقتي كه مطلبي را در صندوق من گذاشتي ، همواره با اضطراب دنبال (پيگيري) نكن .
در عوض روي تمام چيزهاي عالي و شگفت انگيزي كه الان درزندگي ات وجود دارد تمركز کن .
نااميد نشو ، توي دنيا مردمي هستند كه رانندگي براي آنها يك امتياز بزرگ است.
شايد يك روز بد در محل كارت داشته باشي : به مردي فكر كن كه سالهاست بيکار است و شغلي ندارد
ممكنه غصه زودگذر بودن تعطيلات آخر هفته را بخوري : به زني فكر كن كه با تنگدستي
وحشتناكي روزي دوازده ساعت ، هفت روز هفته را كار ميكند تا فقط شكم فرزندانش را سير كند
وقتي كه روابط تو رو به تيرگي و بدي ميگذارد و دچار ياس ميشوي : به انساني فكر كن كه هرگز طعم دوست داشتن و مورد محبت واقع شدن را نچشيده
وقتي ماشينت خراب ميشود و تو مجبوري براي يافتن كمك مايلها پياده بروي : به معلولي فكر كن كه دوست دارد يكبار فرصت راه رفتن داشته باشد
ممكنه احساس بيهودگي كني و فكر كني كه اصلا براي چي زندگي ميكني و بپرسي هدف من چيه ؟ شكر گذار باش . در اينجا كساني هستند كه عمرشان آنقدر كوتاه بوده كه فرصت كافي براي زندگي كردن نداشتند
وقتي متوجه موهات كه تازه خاكستري شده در آينه ميشي : به بيمار سرطاني فكر كن كه آرزو دارد كاش مويي داشت تا به آن رسيدگي كند
ممكنه تصميم بگيري لينك اين مطلب رو براي يك
دوست بفرستي : متشكرم از
شما ، ممكنه در مسير زندگي آنها تاثيري بگذاري كه خودت هرگز
نميدانستي
۲۱ رمز موفقيت
- روياهای بزرگ در سر بپرورانيد
فقط روياهای بزرگ می توانند روح انسانها را به حرکت در آورند(مارکوس اُرليوس)
۲- حس هدفمندی را در خود پرورش دهيد
کسی که هدفی روشن داشته باشد حتی در نا هموارترين راه ها به جلو می رود.شخص بدون هدف در هموارترين راه ها هم پيشرفتی نخواهد داشت(توماس کارلاين)
۳- خود را داری شغل آزاد بدانيد
من بر روان و سرنوشت خود مسلط هستم(ويليام هنلی)
۴- کاری را که واقعا دوست داريد انجام دهيد
وقتی کاری را انجام بدهيد که واقعا آنرا دوست داريد ديگر هرگز حتی يکروز هم کار نخواهيد کرد(برايان تريسی)
۵- در کار خود هميشه بهترين باشيد
کيفيت زندگی شما صرف نظر از اينکه در چه حوزه ای کار می کنيد بستگی دارد به اينکه تا چه حد خود را متعهد می دانيد که در کار خود بهترين باشيد(وينس لومباردی)
۶- سخت تر و بيشتر کار کنيد
هرچه سخت تر کار کنم موفق تر می شوم(جيمز تربر)
۷- خود را وقف يادگيری مادام العمر کنيد
يادگيری مستمر حداقل شرط لازم برای کسب موفقيت در هر زمينه ای است(دنيس ويتلی)
۸- اول حق و حقوق خودتان را بدهيد
بخشی از کل در آمدتان به شما تعلق دارد و اگر نتوانيد آنرا پس انداز و سرمايه گزاری کنيد، بذر بزرگی در شما نيست(کلمنت استون)
۹- همه جزئيات مربوط به کارتان را ياد بگيريد
اگر در شغلتان مهارت بالايی به دست آوريد،هيچ چيز مانع در آمد بيشتر و پيشرفت سريعتر شما نخواهد شد(دان کندی)
۱۰- خود را وقف خدمت به ديگران کنيد
اگر به ديگران کمک کنيد تا به آنچه می خواهند برسند،شما هم می توانيد در زندگی به آنچه می خواهيد برسيد(زيگ زيگلار)
۱۱- با خود و ديگران کاملا صادق باشيد
تفکر منبع اصلی ثروت،موفقيت،پيشرفتهای مادي،کشفها واختراعات بزرگ و همه کاميابی هاست(کلودبريستول)
۱۲- بالاترين اولویتهايتان را تعيين و سپس با تمام قوا روی آنها تمرکز کنيد
انسان غير متمرکز در همه امورش نا پايدار است(برايان تريسی)
۱۳- سريع العمل و قابل اعتماد باشيد
کار خودتان را انجام دهيد،اما نه فقط در حد وظيفه بلکه اندکی بيشتر و از روی سخاوت.همين مقدار اندک به اندازه تمام کار ارزش دارد(دين بريگز)
۱۴- برای جهش از قله ای به قله ديگر آماده باشيد
برنده شد يک چيز گاه گاهی نيست بلکه هميشگی است(ويلس لُمباردی)
۱۵- انضباط فردی را در همه موارد اعمال کنيد
انضباط فردی يعنی توانايی وادار کردن خود به انجام به موقع کارهايی که بايد انجام دهيد،چه خوشتان بيايد و چه نيايد(آلبرت هبارد)
۱۶- خلاقيت و استعداد ذاتی خود را شکوفا کنيد
قدرت تصور از واقعيات برتر است(آلربرت انيشتين)
۱۷- با افراد درست در ارتباط باشيد
طی ۵ سال آينده شما تغييری نخواهيد کرد مگر به دليل ملاقات با افرادی خاص و کتابهايی که مطالعه می کنيد(چارلزجونز)
۱۸- به بهترين نحو مراقب سلامتی خود باشيد
رمز خوشبختی داشتن ذهنی سالم در بدنی سالم است(تئودو روزولت)
۱۹- قاطع و عملگرا باشيد
به جنگ دريای مشکلات برويد و شجاعانه به آنها پايان دهيد(ويليام شکسپير)
۲۰- هرگز شکست را يک انتخاب ندانيد
چيزی برای ترسيدن وجود ندارد جز خود ترس(فرانک لين روزولت)
۲۱- در امتحان پايداری قبول شويد
هيچ چيز نمی تواند جايگزين پايداری شود.
استعداد نمی تواند: انسانهای با استعداد ناموفق فراوانند.
نبوغ نمی تواند: نابغه های ناکام تقريبا به صورت ضرب المثل در آمده اند.
تحصيلات نمی تواند: دنيا پر است از تحصيلکرده های بی حاصل.
فقط پايداری و اراده دارای قدرت لا يتناهی است (کالوين کوليج)
اگر مي خواهيد فرد موفقي باشيد ، بايد داراي خصوصيات زير باشيد.
1- محكم و مصمم باشيد نه بي نزاكت و و گستاخ؛ براي موفق بودن به اين مورد توجه نماييد. بعضي از افراد قدرت را با بي احترامي و بي شرمي اشتباه مي گيرند. در حالي كه اصلا جايگزين مناسبي نيست.
2- مهربان باشيد نه ضعيف و بي اراده؛ مهرباني به معني ناتواني نيست بلكه نوعي قدرت است. ما بايد آن قدر مهربان باشيم، تا به اشخاص حقيقت را بگوييم. مهربان و بافكر باشيم تا حرف خود را با صراحت بزنيم و موارد را همانطور كه هستند بيان كنيم و ديگران را فريب ندهيم.
3- جسور باشيد نه زورگو؛ مي توان با جسارت در زندگي برنده شد. براي نفوذ داشتن سعي كنيد جلوتر از افراد حركت نماييد و هميشه اولين فردي باشيد كه مشكلات را حل مي كند و متوجه نخستين نشانه مشكل و گرفتاري مي شود.
4- متواضع باشيد نه كمرو و خجالتي؛ كمرو بودن جلوي پيشرفت افراد را مي گيرد. فروتني و خجالت دو مقوله جدا از هم هستند. خضوع كلمه اي خدايي است كه شكوه و احترام را تداعي مي كند. به كاربردن اين كلمه در مورد انسان، خاص بودن اين مخلوق خداوند را آشكار مي كند. با خضوع، فاصله بين ما با خداوند، آسمان و ستاره ها كم مي شود به آنها نزديك تر مي شويم و خودمان را جزئي از ستاره ها مي دانيم. فروتني فضيلت است اما كمرويي و ترس، بيماري است و به همراه خود پريشاني مي آورد.
5- عزت نفس داشته باشيد نه خودبيني؛ با پيروز شدن به خود بباليد، زماني كه به آرزوهاي خود دست مي يابيد افتخار كنيد، در جامعه سربلند باشيد اما به ياد داشته باشيد كه يك ليدر خوب سر افراز است، اما مغرور نيست. در حقيقت بدترين نوع تكبر، تكبر به ناداني و ناآگاهي است.
6- شوخ طبع باشيد نه بذله گو؛ شوخ طبع بودن بسيار پسنديده است و مدير موفق بايد اين خصلت را داشته باشد، اما نبايد باعث شود بدون تفكر كاري را انجام دهد.
شانس
شانس عبارت است از فرصت و آماده شدن.به دست آوردن خوش شانسی مستلزم فراهم آوردن شرایط جدید است,بنابراین خوش شانسی تنها به خود تو بستگی دارد.
به وجود آوردن خوش شانسی به فراهم کردن شرایط برای فرصت بستگی دارد.اما فرصت ارتباطی به شانس یا بخت و اقبال ندارد:فرصت همیشه هست.برای به وجود آوردن شانس این ده قانون زیر خیلی مهم :
اولین قانون خوش شانسی
شانس زمان طولانی دوام نمی آورد:زیرا به تو اتکا ندارد.خوش شانسی برای همیشه پایدار می ماند:زیرا خود ما آن را به وجود می آوریم.
دومین قانون خوش شانسی
بسیاری خواهان خوش شانسی هستند:ولی شمار اندکی در صدد یافتن آن بر می آیند.
سومین قانون خوش شانسی
اگر هم اکنون هیچ شانسی به تو رو نمی کند,شاید به این دلیل باشدکه در شرایط همیشگی قرار داری . برای اینکه شانس به سراغت بیاید ,باید شرایط جدید فراهم سازی.
چهارمین قانون خوش شانسی
فراهم کردن شرایط تازه برای خوش شانسی تنها به معنای جست و جوی منافع خودمان نیست.آماده ساختن شرایط برای کمک به دیگران بر احتمال رو کردن شانس می افزاید
پنجمین قانون خوش شانسی
اگر ایجاد شرایط جدید را به تاخیر بیندازی خوش شانسی هرگز به سراغت نخواهد آمد.فراهم ساختن شرایط تازه گاهی اوقات بسیار سخت است:اما....همین امروز دست به کار شو.
ششمین قانون خوش شانسی
گاهی اوقات,حتی در شرایط به ظاهر مناسب,شانس رو نمی کند.آن زمان,در جزییات کم اهمیت,شرایط به ظاهر غیر ضروری را که در واقع ضروری هستند,جست و جو کن.
هفتمین قانون خوش شانسی
برای کسانی که تنها به شانس اعتقاد دارند,فراهم ساختن شرایط بی معنی می نماید.آنانی که شرایط را فراهم می سازند, درباره رسیدن شانس نگرانی ندارند.
هشتمین قانون خوش شانسی
خوش شانسی فروشی نیست,به آنانی که شانس می فروشند,اعتماد نکن.
نهمین قانون خوش شانسی
پس از آنکه شرایط را فراهم کردی ,صبور باش,رهانکن,به رسیدن شانس ایمان داشته باش.
دهمین قانون خوش شانسی
فرا رسیدن خوش شانسی به فراهم ساختن شرایط برای فرصت بستگی دارد.اما فرصت,به شانس و تصادف ربطی ندارد:فرصت هیشه در کنار توست
با مطالبی که براتون گفتم دوست داشتم عقیده شما را در مورد شانس تغییر بدم چونکه همه ما شانس رو ایی طوری درک کردیم :
که اگر من فقیرم ,پول ندارم,خانواده خوبی ندارم,شغل خوبی ندارم پس بد شانسم این فکر غلطی هستش که همه ما داریم
ماهمیشه باید شجاع , جسور ,صبور باشیم وتلاش, جستجو کنیم تا تغیرات به وجود بیاین وشانس به مارو کنه.
خوب هرکس مشتاق که در مورد این مطلب بیشتر صحبت کنیم برام لینک بذار تا بیشتر باهم صحبت کنیم.
منبع:الکس رویرا/فرناندوتریاس دو به
امروز می خوام در مورد Mark Cuban صحبت کنم:
از فروش کیسه های زباله تا قرار گرفتن در لیست میلیادرها
« Mark Cuban» در یک خانواده متوسط در «Pitts burgh» ایالات متحده متولد شد. از همان دوران کودکی و نوجوانی به دلیل وضعیت اقتصادی خانواده و همچینین به سبب علاقه فراوان خودش به تجارت به این عرصه قدم گذاشت. در سن 12 سالگی کودکی دست و پا چلفتی با یک عینک ته استکانی در محله های اطراف کیسه زباله می فروخت. و اندک درآمد خود را صرف هزینه های ضروری کودکانه اش می کرد.

در همان روزها بود که اصول اولیه تجارت را به خوبی آموخت؛ او دریافت که هیچ شغلی سبب کاهش اعتبار اجتماعی نمی شود و از سویی دیگر آموخت که برای کسب درآمد حتما نیازی نیست که انسان سرمایه کلان اولیه داشته باشد.
او که در مدرسه علیرغم مشکل بینایی و همچنین فرصت اندک برای درس خواندن به سبب کار روزانه اش توانسته بود. همواره بهترین نمرات را به دست آورد، به عنوان یکی از بهترین شاگردان مدرسه دوران تحصیلی را به اتمام رسانده و تصمیم به ورود به دانشگاه گرفت. رشته مورد علاقه او با بازرگانی بود و در سراسر ایالات متحده تنها ده دانشگاه تدریس این رشته را در اختیار داشتند. از میان این ده دانشگاه، کم هزینه ترین یعنی دانشگاه «Indiana» را برگزید وبرای ادامه تحصیل وارد آنجا شد. اگر چه«Indiana» در مقایسه با دیگران کم هزینه تر بود اما به هر حال دوران دانشجویی نیز خرج و مخارج خاص خود را داشت. و «Mark» برای تامین هزینه هایش به مشاغل گوناگونی روی آورد تا بتواند حداقل علاوه بر هزینه تحصیل، خود را از گرسنگی برهاند.
از همان سال اول با مشکلات فراوانی روبه رو شد: سنگینی هزینه ها و اجبار او برای روی آوردن به حرفه های مختلف از یکسو و رفتار خشن و ناملایم ناظم دانشکده از سویی دیگر هر لحظه او را تشویق به ترک تحصیل می کرد؛ اما علاقه او به بازرگانی توانست تا اخذ مدرک کارشناسی با بهترین نمرات او را همراهی سازدولی دیگر هر لحظه او را تشویق به ترک تحصیل می کرد؛ اما علاقه او به بازرگانی توانست تا اخذ مدرک کارشناسی با بهترین نمرات او را همراهی می سازد ولی دیگر تاب ادامه تحصیل برای MBA را نداشت. از همین رو به کارشناسی اکتفا کرد و از دانشگاه بیرون آمد.
با بیرون آمدن از دانشگاه «Cuban» تصمیم گرفت تا تمامی آموخته ها و تجربیات این سالهای سخت را به کار بندد. و تلاش خود را برای آینده ای روشن آغاز نماید. او که با نیاز بازار وقت جامعه به خوبی آَشنایی داشت تصمیم گرفت تا وارد وضعیت کامپیوتر شود، صنعتی که حتی کوچکترین اطلاعاتی در مورد آن نداشت! با بکار گیری تمامی زوایای اقتصادی و همچنین مطالعه بسیار در مورد مسائل ابتدایی این عرصه، «Cuban» در سال 1983 یک شرکت کامپیوتری با نام «MICroSolutinos» و با کاربری مشاوره کامپیوتری بنا کرد که در عرض چند سال به سرعت به اولین شرکت مشاوره و ادغام سیستم ها تبدیل شدو واز سالی 1990 این شرکت سالانه درآمدی معادل 30 میلیون دلار به دست آورد. اما در آمد واقعی زمانی عاید«Cuban» شد که کمپانی بزرگ «COMPU Sever» اقدام به خرید شرکت«cuban » نمود ودر جریان این معامله سرمایه بسیار خوبی از آن او کرد.

با بدست آوردن این گنج باور نکردنی«Cuban» دیگر تمامی روزهای سخت گذشته را پشت سر گذاشته بود وحال تمامی رویاهایش را در عالم واقعیت می دید. او که در دوران کودکی همیشه آرزو داشت همانند اشراف زاده ها در گوشه ای بنشیند و از گذر زندگی لذت ببرد، تصمیمم گرفت تا کسب و کار را رها کرده و روزهای خوش زندگی را آغاز نماید.
از این رو به همراه یکی از هم کلاسی های قدیمی اش در «Indiana» خانه ای در «Dalls» خرید و هر دو به اتفاق هم به یاد آوری خاطرات تلخ و شیرین گذشته پرداختند. اگر چه «Cuban» خرید و هر دو به اتفاق هم به یادآوری خاطرات تلخ و شیرین گذشته پرداختند. اگر چه«Cuban» به طور فیزیکی به کار اشتغال نداشت اما ذهن او همواره درگیر مسائل متعدد بود. او که علاقه شدیدی به ورزش بسکتبال داشت، به خود می اندیشید که چرا نمی تواند بازی تیم های مورد علاقه اش را از رادیو دنبال نماید، همین فکر جرقه ای بود برای یک پدیده نوین! "چرا نمی شود شبکه های رادیویی و تلویزیونی را مستیما از طریق اینترنت دریافت کرد؟ "
این سوال به تولد «Broadcast.com» در سال 1995 انجامید و در نتیجه آن«Cuban» به شهرت بسیار بالایی دریافت.
با روی کار آمدن«Broadcast.com» دیگر تمامی کاربران اینترنتی قادر بودند تمامی برنامه های داخواهشان را به طور مستقیم از طریق اینترنت دریافت کنند و این مساله شور و هیجان خاصی در میان مردم پدید آورد. چندی بعد در سال 1999 کمپانی «yahoo» این سایت را به مبلغ 2 میلیارد دلار «Cuban» خرید و با این اقدام او را روانه لیست میلیارددرهای دنیا نمود.
حال او حتی از رویاهای کودکانه اش نیز فراتر رفته بود و دیگر نمی توانست با این سرمایه چه کند؟! ابتدا خانه ای به مساحت 6000 مترمربع در «Dallas» خریداری کرد وبعد یک هواپیمای شخص به قمیت 41 میلیون دلار برای خرید و سرانجام بهترین هدیه زندگی اش را به خودش داد: خرید ساهم یکی از تیم های بسکتبال حاضر درNBA با نام «dallas Mavericks» به مبلغ 280 دلار!
در 14 فوریه سال 2000 با در اختیار گرفتن این تیم، می نماید.
عشق و علاقه فراوان او به این رشته ورزشی سبب شد تا او یک شبکه ورزشی تلویزیون را مختص به این تیم نمایدو همچنین در خطوط هوایی.America Airlines اقدام به بخش مسابقات این تیم می نماید. نکته قابل توجه در مورد تعصب بیش از حد به این رشته و این تیم آن است که او تا به این سن ازداوج نکرده و حتی قصد ازدواج نیز ندارد و چرا که او خود را در عقد تیم بستکبالش می داند وزندگی مشترکین با این تیم را به زندگی های رایج فعلی ترجیح می دهد!!
هر فرد ممکن است گاهی احساس دلتنگی کند . ولی پشت سر نهادن چند هفته اندوه بار یا گذشتن مداوم از چرخه های غمگین، مفهوم بزرگ تر از یک مورد دلتنگی دارد و ممکن است افسردگی بالینی باشد.
افسردگی،بیماری شدیدی است که به سلامت جسمی،خلق و خو، اندیشه ها و کردار آدمی اثر می گذارد.
این بیماری هر ساله میلیون ها تن از جمله نوجوان را مبتلا می سازد.بیش از 19 میلیون آمریکایی(12 میلیون زن) افسرده هستند.متاسفانه بسیاری از افراد افسرده درمان نمی شوند، در نتیجه حالشان وخیم تر می گردد، و حتی عده ای را به خود کشی وادار می سازد. به تدریج که انسان با دگرگونی های زندگی روبرو می شود، افسردگی اش نمایان می گردد. مثلاً زمانی که تحصیلات دانشگاهی آغاز می شود،دلخراشی اندوهگین است،فشار روانی زیادی بر او تحمیل می شود و یا بدون علت معلوم و مشخص تنش دارد اما به نوبه من نه برای هر فرد چون بعضی از افراد هستند که چنین حال رو ندارند و شروع شدن دانشگاه خوشحال می شوند.
این بیاری در زنان نسبت به مردان دو برابر است اما باید بدانیم که افسردگی جزو عادت روزمره زنان نیست. امکان دارد افسردگی به سراغ هر فردی بیاید.
علایم افسردگی را بشناسید
درباره علامت های افسردگی زیر بیندیشید. اگر شما با یکی از دوستان تان بیش از دو هفته با این علایم روبرو شده اید ،وقت آن است که کمک بخواهید:
اگر یکی از این موارد رو دارید همین امروز اقدام کنید و به این امید نباشید که فردا حالمان بهتر می شود. اگر دستتان می شکست،آیا صبر می کردید که خود به خود بهتر شود؟مراقبت از بهداشت روانی همان قدر مهم است که مواظب از بهداشت جسمی اهمیت دارد .
روان درمانی و انواع دارو ها یا آمیزه ای از هر دو، افسردگی را مداوا می کند. اما من با دارو موافق نیستم اگر شرایط زیاد حاد نیست می شه با روانکاوی و مشاوره با روانشناس درمان شود. از درمان نهایت استفاده را ببرید ،با پزشک یا درمانگران با صراحت صحبت کنید، پرسش کنید و پاسخ های مورد نظر تان را بگیرید.
چند افسردگی در دانشجویان:
هفته طاقت فرسایی است. از درس و مشق بازمانده اید.هم کلاسی های تان اعصاب تان را خرد می کنند و از بی خوابی، سر درد گرفته اید. وقتی خوب فکر می کنید، در می یابید که چند هفته تقریباً درمانده بوده اید. با کوچکترین چیزی گریه می کنید،از خواب بیدار می شوید در حالی که همچنان خسته اید، برای هیچ کاری شوق ندارید و غذایتان کم شده است.
درمان افسردگی:
افراد افسرده می توانند درمان شوند در واقع تشخیص زود هنگام و معالجه می توانند در طول دوره و شدت افسردگی بسیار موثر باشد.معمول ترین راه های درمان افسردگی، دارو های افسردگی، روان درمانی و یا تلفیقی از هر دو است.ثابت شده که دارو های ضد افسردگی در درمان افسردگی بسیار موثرند .
مرحله اول برای درمان افسردگی داروها هستش که بین 6 الی 12 ماه طول می کشه این مسئله رو آنهایی که مسئله حادی دارند باید با پزشک یا روانشناس خود در میان بگذارند.
اما مرحله دوم کمک دوستان و افراد خانواده است. مهم ترین کاری که خانواده یا دوستان می توانند برای یک فرد افسرده انجام دهند این است که به آنها برای تشخیص صحیح و درمان مناسب کمک کنند.می توانند فرد را از نظر احساسی به شیوه های زیر حمایت کنند:
v تأیید کنید که فرد از این اوضاع رنج می برد.
v به اظهار محبت و علاقه کنید،از جملات عاطفی استفاده کنید و از او تعریف نمایید.
v به او نشان دهید که برای شما ارزشمند و قابل احترام است.
v به او کمک کنید که فعال و مشغول باشد. انتظار نداشته باشید که فرد افسرده یک دفعه بهبود پیدا کند.
v از او انتقاد نکنید و مزاحمش نشوید و او را به خاطر رفتاش مقصر ندانید.
v چیزی نگویید و یا کاری نکنید که باعث شود از خودش تصور بدی پیدا کند.
v هیچ صحبتی رو در مورد خود کشی نادیده نگیرید یکی از اعضا خانواده و یا یک پزشک فرد افسرده را بدون وقفه در جریان بگذارید.
v ممکن است فکر کنید مقابله با افسردگی یکی از مشکل ترین موقعیت هایی است که تا به حال با آن روبرو شده اید. اما کسانی که با موفقیت دوره های درمان را گذرانده اند عنوان کرده اند که توانایی مقابله با افسردگی باعث شده که متوجه شوند چقدر قوی هستند و وقتی به درونشان بازگشته اند،زندگی راحتی خیلی بیشتر ستوده اند.
افسردگی به تعبیری فقدان انگیزه محسوب می شود.افراد افسرده گرفتار یاس،بدبینی و خود محوری هستند،آنان آینده را بد پیش بینی می کنند و تصویر شان از خود،دیگران و دنیای اطراف تصویری منفی و ندرست است.با گرفتاری رد دام خود محوری، کمتر به طبیعت و دیگرا و پدیده های مثبت می اندیشندو چون تصویر مثبتی ندارند به عبارتی افراد افسرده در زندگی از هیچ پدیده و اتفاق و فعالیتی لذت نمی برند.
این ها رو گفتم تا به راه های پیشنهادی برای راهی واقعی افسردگی که بنده آن را تست کردم می کویم:
خُب دوستان عزیز این هم درمان و روشهای درمان افسردگی حالا نوبت شماست تا با یک ایمان قوی و به کار بستن این موارد بتوانید به یک اعتماد به نفس استثنایی برسید.
دوستان مطالبی که در وبلاگ درج می کنم از مطالعه کتابها بدست می آورم و خودم آنها رو تایپ می کنم و این یاداشت برداری ها از وبلاگ دیگری کپی برداری نمی شوند.
از شما دوست عزیز درخواست می کنم د ر نظر سنجی شرکت نمایید.
نظر خودتان رو هر چند انتقاد باشد بنویسید.
مرجع:کیلیان باتر و تونی هوب
کلید طلایی برای بالا بردن روحیه
کلید اول: تغییر مرکز توجه
در هر شرایطی می توانید به چیزی توجه کنید که حالتان را بهتر کند و یا این که متوجه چیزی شوید که احساس بدی پیدا کنید .طبعاً هر چیزی بجویید همان را می یابید.
در نظر بگیرید که در یک مهمانی مشغول فیلم برداری هستید. در این مجلس عدهای به خنده و شادی مشغولند، عده ای سکوت کرده و نظاره گر دیگرانند و دو نفر نیز در گوشه ای دیگر در حال مشاجره هستند . حال این که شما از چه واقعه ای فیلم تهیه کنید به خودتان بستگی دارد و در نهایت حالت روحی شما نیز بر اساس چیزی که به آن توجه بیشتری کرده اید شکل می گیرد.
یک ورق کاغذ بردارید و حداقل 7 اتفاق جالب و خوشایند در زندگی تان را روی آن با خط خوانا بنویسید و آن را در جایی نصب کنید که کاملاً در دید باشد.زمانی که یک فکر ناراحت کننده در مغز شما در حال شکل گیری بود سریعاً یکی از آن اتفاقات جالب را خوانده و برای لحظاتی خود به طور کامل در آن زمان تجسم نموده و احساس شادی و لذت آن لحظه را به خاطر آورید و حس کنید.به این صورت شما مرکز توجه خود را از یک واقعه کسل کننده به یک رویداد زیبا و مثبت تغییر می دهید.
کلید دوم، تغییر حالت جسمانی
حرکت باعث تغییر عواطف است.انسان افسرده چگونه است؟ انسان شاد و بشاش چگونه است؟افرادی که اعتماد به نفس دارند چگونه اند؟ اگر قهرمان یک رشته ورزشی باشید و رد مسابقه مهمی پیروز شوید در این صورت چگونه راه می روید؟
اگر احساس ناراحت کننده در شما در حال ایجاد شدن بود، سریعاً حالت فیزیکی خود را تغییر دهید و از جا برخاسته ، حالت یک انسان شاد را در خود ایجاد کنید. به این صورت شما وضعیت جسمانی مرتبط با یک حالت ناراحت کننده و منفی را به حالت جسمانی مرتبط با یک حالت شاد و مثبت تغییر داده اید. حرکات خود را تغییر بده تا زندگیت تغییر کند.
کلید سوم: استفاده از قدرت سئوال
کیفیت زندگی شما را نوعی سئوالاتی که از خود می کنید، تعیین می کنید.
سوالات تضعیف کننده:
چرا این قدر بدشانسم؟
چرا این قدر بد بختم؟
اگر جواب رد بشنوم چه؟
سوالات روحیه بخش:
چگونه است که من این قدر خوش شانس هستم؟
در این مشکل، چه جنبه خوب و مثبتی می توان یافت؟
خدایا چگونه است که به من این همه لطف داری؟
پاسخ هایی که می گیریم، به سئوالاتی که می خواهیم بپرسیم بستگی دارد،نکته آن است که باید سئوال خاصی را پیدا کنید که روحیه شما را نیرومند سازد.
کلید چهارم : نقش کلمات در تغییر روحیه
به جای این که بگویید خشمگین و عصبانی هستم،بگویید کمی آزرده شدم.
به جای اینکه بگویید بد نیستم، بگویید از این بهتر نمی شود.
توجه کنید که کلام ما عصای معجزه گر ماست.
اگر نتوانیم همیشه اتفاقاتی را که در زندگی مان می افتد کنترل کنیم دست کم می توانیم بر واکنش های خود نسبت به آن وقایع و بر اعمالی که در مقابل آن ها انجام می دهیم ،مسلط باشیم.
ارتباطات تأثیر ژرف و عمیق در کم و کیف زندگی و روابط ما با دیگران دارد.رعایت شش اصل اساسی زیر شما را یاری می کند که در ارتباط با دیگران به لحاظ مسائل شخصی،احساسی،اجتماعی و مالی موفق شوید.
اصل ارتباطی شماره 1: همه کارهای ما نوعی ارتباط است.
زبان ،تنها وسیله ارتباطی نیست.کلماتی که بر زبان جاری می کنیم،برحسب موقعیت،فقط بین هشت تا بیست و چهار درصد پیام ما را تشکیل می دهند و به این ترتیب در دنیای گسترده ارتباطات ،تنها مشتی از خروارند.لباسی را که هر روز می پوشیم،پیام آور تصویری است که از خود بر ذهن داریم و نمایانگر ارج و حرمتی است که برای خویش قائلیم.اتومبیلی را که می رانیم،خانه ای را که در آن زندگی می کنیم،زیورآلاتی و ملزوماتی را که به خود می آویزیم،همگی این پیام را به دیگران منتقل می می کنند که چه احساسی نسبت به خود داریم و انتظار داریم که دیگران چگونه با ما رفتار کنند. وقتی لوازم شخصی خود روی میز می گذاریم پیام دیگری را درباره خود به دیگران منتقل می کنیم.وضعیت نشستن و راه رفتن نیز حاکی از احساسات و گرایشات ماست.
اصل ارتباطی شماره 2: چگونه ارسال یک پیام چگونگی دریافت آن را معین می کند.
کلماتی را که بر زبان می آوریم ،بسیار بیشتر از آنچه تصور می کنیم حاوی پیام هستند.حجم و آهنگ صدا،نوع نگاه ،وضعیت ایستادن،نحوه خم شدن سر،همگی به شنوده کمک می کنند تا کلماتی ما را تفسیر کند و پیام آن را دریابد.بنابراین اگر چه ممکن است ناخودآگاه مراقب این موارد در هنگام ارسال پیام خود نباشیم،اما باید توجه داشته باشید که به هرحال شیوه دریافت و استنباط یک پیام دقیقا به شیوه ابراز آن بر میگردد.
اصل ارتباطی شماره 3: آنچه اهمیت دارد دریافت پیام است و نه ارسال آن.
بسیار اتفاق می افتد که یک پیام به آسانی مغایر با منظور ما دریافت شود.بنابراین منطقی است که بگویم ارتباط واقعی پیامی است که شنونده استنباط می کند نه آنچه گوینده می گوید.به بیانی دیگر،صرفا حسن نیت ما در ارسال پیام کافی نیست، بلکه عملکرد و بیان ما باید بتواند نیت خیر خواهانه مان را منتقل کند.
اصل ارتباطی شماره 4: چگونگی آغاز پیام، اغلب حاصل ارتباط را تعیین می کند.
همه ما بارها این احساس را تجربه کرده ایم که بعلت استنباط نادرست درآغاز یک پیام،منظور گوینده را یکسره کج فهمیده ایم. بنابراین، اگر مراقب نباشیم ،همان چند کلمه ای که در آغاز سخن بکار می بریم کافی است که دیگران را به برداشتی نادرست از سخنان ما سوق دهد و موجب رنجش و آوردن آنها شود. به همین دلیل بخشی از موفقیت در هر ارتباطی به کم و کیف آغاز سخنان بستگی دارد .
اصل ارتباطی شماره 5: ارتباط یک خیابان دو طرفه است.
در یک ارتباط خوب دو عامل دخالت دارند. ارسال درست پیام و دریافت .بنابراین اگر تنها به این بسنده کنیم که نقطه نظرهای خود را روشن و منطقی و قانع کننده بیان کرده ایم،موفق به ایجاد یک ارتباط نیستیم. بلکه ،صرفاً در مقام سخنوری و اندرز گویی برآمده ایم. به این ترتیب اگر مایلید رابطه شما به موفقیت و کامیابی
بینجامد،باید نقطه نظر های طرف مقابل را بشنوید و به روشنی درک کنید.
اصل ارتباطی شماره 6: ارتباط یک رقص است.
اگرچه ردوبدل کردن پیام و اطلاعات ارتباط نامیده می شود،اما در واقع ارتباط تنها محدود به این اعمال نیست.به بیانی دیگر ، وقتی یک پیام واحد را با فرد یا جماعت متفاوتی در میان می گذاریم،آن را هر بار به شکل تازه ای مطرح می کنیم، زیرا در این فاصله مجال بیشتری داشته ایم تا بیندیشیم و نکاتی تازه بیاموزیم و در نتیجه نگرشی تازه را به عبارات خود ملحوظ کنیم.به علاوه،هر بار که یک موضوع خاص را با افراد و یا گروه های متفاوتی در میان می گذاریم،کسانی که پیام ما را دریافت میکنند به لحاظ تجارب گذشته،نظام های اعتقادی و زمینه های فرهنگی مختلف ،هر کدام استنباط متفاوتی از گفته های ما دارند.از این رو،نیروهایی که ما را ارتباط می دهند متفاوت خواهد بود ودر نتیجه روابط متفاوتی نیز برقرار می گردد و رقص ارتباط به گونه دیگری اجرا می شود.
|
"A better world is our business." |
Samsung |
|
"Be inspired" |
Siemens |
|
"Better sound through research." |
Bose |
|
"Connecting people." |
Nokia |
|
"Designed for life" |
Siemens |
|
"Do you have the bunny inside?" |
Energizer Max |
|
"Easy to imagine" |
Samsung |
|
"Enjoyment matters" |
BenQ |
|
"Expand Your Playground." |
GameTap |
|
"Genesis does you can't do this on Nintendo. Genesis does ... what Nintendon't!" |
Sega Genesis |
|
"Get N or get out." |
Nintendo Nintendo 64 |
|
"Hello Tosh, gotta Toshiba?" |
Toshiba |
|
"HelloMoto." |
Motorola |
|
"Ideas for life" |
Panasonic |
|
"Imagination at work." |
General Electric |
|
"Imagine" |
Samsung |
|
"Inspire the next." |
Hitachi Ltd. |
|
"Is it live, or is it Memorex? " |
Memorex video cassettes |
|
"It's a miracle" |
Xerox |
|
"It's a Sony" |
Sony |
|
"It's amazing; it's the mirrors" |
DLP |
|
"It's good to play together." |
Xbox |
|
"It's so simple" |
Polaroid |
|
"It's thinking." |
Sega Dreamcast |
|
"Jump in." |
Xbox 360 |
|
"Just What I Needed." |
|
|
"Keep exploring" |
BenQ-Siemens |
|
"Keep Going" |
Energizer Batteries |
|
"Keeps going and going and going." |
Energizer Batteries |
|
"Let's make things better" |
Philips |
|
"like.no.other" |
Sony |
|
"Live in your world, Play in ours." |
PlayStation 2 |
|
"Make yourself heard" |
Ericsson |
|
"Neighbour's envy, owner's pride" |
Onida TV ( |
|
"No battery is stronger longer." |
Duracell Batteries |
|
"Now you're playing with power!" |
Nintendo |
|
"One that Last" |
Duracell Batteries |
|
"PLAY BEYOND" |
PlayStation 3 |
|
"See what the future has in store." |
Future Shop |
|
"Sense and Simplicity" |
Philips |
|
"Simply the best" |
Sharp Corporation |
|
"Staples: Yeah, We Got That" |
Staples |
|
"That was easy." |
Staples |
|
"The battery you dream about." |
Duracell Batteries |
|
"The Document Company" |
Xerox |
|
"The most human handset." |
DiStar |
|
"The quality goes in before the name goes on." |
Zenith |
|
"Think Different." |
Apple Computer |
|
"Thousands of possibilities. Get yours." |
Best Buy |
|
"Touching is good." |
Nintendo DS |
|
"Trusted Everywhere" |
Duracell Batteries |
|
"Turn On The Fun" |
Best Buy |
|
"We never stop working for you." |
Verizon Wireless |
|
"We put you in the game." |
Activision |
|
"Welcome to the next level/'SEGA!'" |
Sega |
|
"When it comes to making them last longer, we never stop." |
Duracell Batteries |
|
"Where service is state of the art" |
|
|
"Where you at?" |
Boost |
|
"Who are you?" |
Nintendo |
|
"Wii would like to play." |
Wii |
|
"With Samsung, it's not that hard to imagine." |
Samsung |
|
"You can't top the copper top" |
Duracell Batteries |
|
"You've got questions, we've got answers." |
RadioShack |
|
"Now This Sounds Better" |
Lauten Audio |
همه پندهایی که می توان از تاریخ گرفت، در چهار جمله:
کسانی که خداوند نابود خواهد کرد، ابتدا دیوانه قدرت می شوند.
سنگ آسیاب خدا، آهسته آسیاب می کند ولی بشدت ریز می کند.
زنبور از گلی که از آن شهدش را دزدیده، عسل تولید می کند.
تنها وقتی که به اندازه کافی تاریک شده، ستاره ها دیده می شوند.
Charles A. Beard
من موفقیت خود را مدیون گوش فرا دادن با احترام به بهترین نصایح، و بعد عمل کردن دقیقا به عکس آنها هستم.
G.K. Chesterton
خیلی بد است که تمام کسانی که می دانند که چگونه کشور را اداره کنند، گرفتار راندن تاکسی یا کوتاه کردن مو هستند.
George Burns
چیزهای خوب، وقتی کوتاه باشند، دو برابر بهترند.
Gracián
هر نصیحتی که می کنی، کوتاه بکن.
هوراس
اگر کاری درست نیست، انجامش نده. اگر چیزی صحیح نیست، بیانش نکن.
Marcus Aurelius
کسی که همیشه درگیر انجام کارهای خوب است، به اندازه کافی زمان ندارد که فرد خوبی باشد.
رابیندرانات تاگور
ما معمولا شعور کسانی را که برای گرفتن نصیحت، پیش ما می آیند، تحسین می کنیم.
بعضی مردم فکر می کنند که چون دائما در حال دادن نصایح مجانی هستند، انسان های خیلی بخشنده ای هستند.
اگر به یک تمساح برخورد کردی، سرت را در دهانش نکن. همیشه، بودند کسانی که این نکته را نادیده بگیرند و کسی هم نمی داند که چرا. البته این خیلی ناراحت کننده است، چون که آنها می میرند ولی مرگشان خیلی احمقانه است، چون قبلا به آنها اخطار شده. آنها یک انتخاب داشته اند. پند قصه این است:
نمی توانی از عهده احمق بودن بر بیایی – ممکن است به یک تمساح بر بخوری.
وقتی کسی برای مشورت گرفتن به پیش من می آید، من سعی می کنم که چیزی به او بگویم که دوست دارد بشنود.
Henry Wheeler Shaw
بهترین نصیحت: هیچ کس را نصیحت نکن، از هیچ کس نصیحت نگیر.
وقتی انسان مشورت می کند، معمولا بدنبال یک شریک جرم می گردد.
Charles Varlet de La Grange
هنگام نصیحت کردن، قصدت کمک کردن باشد، نه راضی کردن.
Solon
هیچ کس به دنبال مشورت نیست. فقط تائید می خواهد.
John Steinbeck
بعضی مواقع نصایح خوبی به خودم می کنم ولی معمولا قادر به پذیرفتنشان نیستم.
Mary Wortley Montagu
همانطور که چاقویی که از تیزترین فلزات ساخته شده باشد، باز احتیاج به تیزکردن دارد، خردمندترین مردم هم محتاج نصیحت است.
زرتشت
اگر خداوند می خواست که دنیا را دوباره بیافریند و از من نصیحتی می خواست، من یک شبکه انگلیسی زبان در هر کشور می خواستم و یک اتمسفر خاص که هر چیزی که در آن سعی در پرواز کردن داشته باشد، آتش بگیرد!
چرچیل
یک نصیحت خوب بطور معمول نادیده گرفته می شود. ولی این دلیل خوبی نیست که آنرا بیان نکنیم.
Agatha Christie
کسی که می خواهد کار نیک کند، نباید انتظار داشته باشد که مردم سنگ ها را از جلوی راهش بردارند. بلکه باید قبول کند که شاید برخی اوقات حتی سنگی هم جلوی پایش بیاندازند.
Albert Schweitzer
امام علی (ع)
محبت یعنی عشق. محبت یعنی جذبه. محبت یعنی زیبایی. محبت یعنی سرور و شادی. محبت یعنی سرشار شدن از نعمات الهی. محبت یعنی سلامتی. محبت یعنی نورانیت. محبت یعنی صفا و صمیمیت. محبت یعنی صداقت. محبت یعنی موفقیت.
راستی٬ سلامتی٬ زیبایی٬ عشق٬ شادی ٬ موفقیت و محبت همه از یک جنس اند. اساس هستی بر اساس محبت گذاشته شده است. هر جذبه ای در عالم بر اساس محبت است. دنیا سرشاز از عشق و محبت و زیبایی است. ما انسانها به عنوان بخشی از این عالم خوب است سعی کنیم خودمان را با این دنیای پر از عشق و محبت و زیبایی و صداقت همراه و همجنس گردانیم. هر وقت حرکتو یا رفتاری کردیم که بر خلاف اینها و بر خلاف مسیر دنیا بود به خودمون بیاییم و به اصلاح رفتار مورد نظر بپردازیم .به جای اینکه از دیگرانی که کارهای نادرست انجام می دهند و اشتباه می کنند٬ درس بگیریم سعی کنیم از دنیا که زیر سایه خداوند تبارک و تعالی همواره به راستی عمل می کند درس بگیریم.
وجود ما برای عشق و محبت و هر چی خوبی است و هر چی پاکی است ساخته شده . پس خودمون رو در جریان زندگی از این همه خوبی ها سرشار کنیم. و با تمام وجود شادی و موفقیت نامحدود رو در آغوش بگیریم.
- اما چگونه می توانیم خود را از همه خوبی ها سرشار کنیم؟؟؟
شاد و موفق باشید.
خیلی ساده است. اینکه تو زندگیمون هدف داشته باشیم و برای رسیدن به هدفمون تلاش کنیم.
تلاش و تلاش .
هر چقدر برای رسیدن به اهدافمون سعی و تلاش بیشتری از خودمون نشون بدیم بیشتر از خوبی ها و
پاکی ها سر شار می شیم.
می بینی یکی خیلی ثروتمنده ولی لذتی از زندگیش نمی بره . می بینی یکی خیلی فقیره
و لذتی از زندگیش نمی بره. اون یکی فکر می کنه اگه کمی فقیرتر بود شاید خوشبخت تر بود و این یکی
فکر می کنه اگه کمی ثروتمندتر بود خوشبخت تر بود. ولی واقعیت می دونی چیه؟ اینکه این دو تا چون تو
زندگیشون هدف ندارن و یا احیانا هدفی هم دارن ولی برای رسیدن به هدفشون تلاشی مستمر انجام
نمی دن به همین خاطر احساس خوشبختی نمی کنند.
"لیس للانسان الا ما سعی."
لازمه سعی و تلاش داشتن هدف است. هدف راه را روشن می کند. باقی اش اینه که برای رسیدن به
هدفتون به راه بیفتید و اون قدر تلاش کنید و پله پله جلو برید تا یکی یکی به اهدافتون برسید.
اینگونه خواهد بود که آرام آرام همه خوبی ها و پاکی ها در وجود شما رشد و نمو می کنند و شما رو
تبدیل به موجودی نورانی و پربرکت می کنند که همه وجودش سرشار از زیبایی و شادی و سلامتی
است و با تمام وجود شادی و موفقیت نامحدود رو در آغوش گرفته است.
شاد و موفق باشید
یک شخص موفق اینگونه در مورد خودش صحبت می کنه:
"من موفقیت رو جستجو می کنم .
هر کسی در زندگیش یه چیزی رو جستجو می کنه. من موفقیت رو جستجو می کنم. می دونم که
موفقیت ،در نتیجه هدفداری ، برنامه ریزی برای هدف و تلاشی پی در پی برای رسیدن به این هدف
است. پس من این همه را ، جستجو می کنم. هدف را، برنامه ریزی را و از همه مهمتر تلاش برای
رسیدن به هدف را جستجو می کنم.
شاید در حرکتم برای رسیدن به هدف کم و کاستی هایی داشته باشم ولی می دونم که جستجوی
مصرانه من این کاستی ها را برطرف می کنه. برای من شکست مفهومی نداره. چون شکست رو
جستجو نمی کنم. پس از شکست یا پیروزی ام سعی می کنم درس بگیرم. درسی جهت قوی تر شدن.
پس من لحظه به لحظه قوی تر می شم. قوی تر و قوی تر. با گامهایی محکم تر و استوارتر از گذشته گام
بر می دارم. بر شادیم لحظه به لحظه افزوده می شه. بر موفقیتم لحظه به لحظه افزوده می شه.
اگه جایی احساس غم کنم و یا احساس کنم که کارها خوب پیش نمی ره، از یه جهتی خوشحال
می شم.
می دونی چرا؟
چون که می دونم بر این مشکل غلبه می کنم و با سرعت و با قدرت بیشتری در راستای اهدافم گام
بر خواهم برداشت و موفقیت بیشتری را در زندگیم و لحظه حالم درک خواهم کرد.
من موفقم و موفق خواهم بود.
می دونی چرا؟
فقط به خاطر یه دلیل خیلی ساده. اینکه من موفقیت رو جستجو می کنم. جستجویی عمیق و با تمام
وجود. "
به من بگو تو چی رو جستجو می کنی؟
شاد و موفق باشید.
بسمه تعالی
آیا مسئله یا مشکلی دارید؟ عالیست.
چرا؟
زیرا هر بار که با مسئله ای روبرو می شوید و با ذهنیت مثبت آن را شکست می دهید،
تبدیل به انسانی بهتر ،بزرگتر و موفق تر می شوید.
شاد و موفق باشید.
۱- در قدیم همه چیز ساده تر بود ولی الان همه چی مشکل شده.
۲- من بیش از اندازه جوان هستم.
۳- پیرتر از آنم که بتوانم کاری کنم.
۴- سرمایه ندارم.
۵- آموزش کافی ندیده ام.
۶- استعداد مادرزادی ندارم. من ذاتا نمی تونم تو این کار موفق شم.
۷- انرژی کافی ندارم.
۸- می ترسم شکست بخورم.
۹- هر کاری که کردم شکست خوردم.
و...
------------------------------------------------------------------------------------------------------
اگه احساس می کنید که در زندگی موفق نیستید پس باوری دارید که جلوی موفقیت شما رو گرفته. پس از خودتون بپرسید اون باور چیه؟چندین بار این سوال رو از خودتون بپرسید.
بذارید ذهنتون به اون آرام آرام جواب بده. شاید بعد چند روز یا حتی چند ساعت جوابشو پیدا کنید.
این یک گام بزرگ و شاید مهم ترین گام در راه موفق شدن شما است.
پس با تمام وجود شادی و موفقیت نامحدود رو در آغوش بگیرید.
شاد و موفق باشید.
| تقویت اراده(6) | روش های موفقیت(50) | ||
| علاقمند کردن دیگران(7) | عمومی(22) | ||
| موفقیت در معاشرت(26) |
غم واکنشی در قبال تجربه های دردناک زندگی است. اما غم بلای اجتناب ناپذیری نیست که برای تجدید تعادل و توازن زندگی ناگزیر به تحمل آن باشیم. بلکه غم موهبتی است که جامه مجهول و مبدل به تن کرده است ، یعنی اندوه ابداً تلخ و گزنده نیست بلکه فرصتی است برای نوشیدن شربت شیرینی که در لحظه های تاریک زندگی در دسترس ما قرار میگیرد.
شکست های زندگی ، روح ما را صیقل میدهد و استعدادهای پنهانمان را بر ملا میکند و باعث میشود که به سطوح بالاتر زندگی ارتقاء پیدا کنیم.
به گذشته برگردید و ببینید که چند بار لحظه های تاریک ناامیدی مثل تصادف ، بیماری و یا مرگ نزدیکان تعادل روحیتان را به هم زده و شور و نشاط زندگی را از شما گرفته است؟ فرض کنید که آنچه اتفاق افتاده مقدراتی بود که می بایستی اتفاق می افتاد. با این آگاهی تازه در قبال یک تجربه غم انگیز چه واکنشی نشان میدهید؟
عالم هستی نظام هوشمندی است که در آن هیچ چیز تصادفی و اتفاقی نیست. تمام ناکامی ها نعمت است و تمام مصیبت ها تابع نظم الهی است. پس در اینجا و در بحبوحه غم و اندوه نکته ای برای آموختن وجود دارد. شما میتوانید این درس را بگیرید و رمز و راز دسترسی به شیرینی آن را بیاموزید.
ضرورت ندارد که وانمود کنید که ماجراهای غم انگیز را دوست دارید ، تنها متعهد شوید که برای ارتقاء به مقام و موقعیت برتر در زندگی از غم به عنوان نیروی محرکه سود ببرید.
در اوج غم کمی درنگ کنید و با کمال متانت از خودتان بپرسید: آیا اکنون مجبور هستم که بخاطر این وضعیت ناهنجار که یقین دارم عاقبت آن را یک نعمت خواهم یافت ، در درون و بیرون رنج و عذاب بکشم؟ مهم نیست که برای جواب به این سؤال چقدر مهارت دارید بلکه گوش کردن به جوابی که از عمق وجودتان برمی خیزد و و پیروی از آن اهمیت اساسی دارد.
وین دایر
منبع:http://success.blogfa.com
هر جا قدم میگذارید بذر عشق بپاشید و قبل از همه در خانه خودتان.به فرزندان خود ، به همسر خود ، به همسایه های خود ، به هموطنان خود ، به مردم دنیا عشق بورزید... نگذارید کسی از پیش شما برود مگر اینکه خوشتر و امیدوارتر از وقتی باشد که نزد شما می آید. حتضور زنده و مجسم محبت خدایی باشید. محبت را در لبخند ، در چهره ، در چشمها و در سلام گرم خود به دیگران پیشکش کنید.
" مادر ترزا "
یک استاد جامعه شناس به همراه دانشجویانش به محله های فقیرنشین بالتیمور رفت تا در مورد ۲۰۰ نوجوان و زندگی و آینده آنها تحقیقی تاریخی انجام دهد. از دانشجویان خواسته شد ارزیابی خود را درباره تک تک این نوجوانها بنویسند. دانشجویان درباره همه آنها یک جمله را تکرار کردند : او شانسی برای موفقیت ندارد.
۲۵ سال بعد استاد جامعه شناسی دیگری به سراغ این تحقیق رفت. او از دانشجویان خواست دنباله این تحقیق را بگیرند و ببینند بر سر آن نوجوانها چه آمده است. ۲۰ تن از آنها از آن محله اسباب کشی کرده یا مرده بودند. از میان ۱۸۰ نفر باقیمانده ۱۷۶ نفر به موفقیتهای غیر عادی دست پیدا کرده بودند و وکیل ، پزشک و تاجرهای معتبری شده بودند. این جامعه شناس حیرت کرد و تصمیم گرفت در این باره تحقیقات بیشتری بکند و خوشبختانه توانست همه آن افراد را پیدا کرده و از تک تک آنها بپرسد که دلیل موفقیت شما چیست؟
و پاسخ همه یکسان بود: دلیل موفقیت ما معلم ماست.
آن معلم هنوز زنده بود. استاد او را که پیرزنی فرسوده ولی هنوز هوشمند و زیرک بود ، پیدا کرد تا از او فرمول معجزه گری را که از نوجوانهای محلات فقیر نشین انسانهای شایسته و موفقی ساخته بود ، بپرسد. چشمهای معلم پیر برقی زد و لبهایش به لبخندی عطوفت آمیز از هم گشوده شد. پاسخش بسیار ساده بود.
او در کمال لطف و تواضع گفت: من عاشق بچه ها بودم.
برگرفته از: روزنامه ایران/ ش: ۳۶۷۰
ظرف ادراک ما را اندازه ای است که به عنایت حق بسته است و به اعتقاد و همت ما ، که هر چقدر همت و اعتقاد سیر صعودی اش را طی کند ، عنایت حق نیز بیشتر شامل حال اهل عمل قرار میگیرد.
"وان من شیء الا عندنا خزائنه و ما ننزله الا بقدر معلوم." سخن بی پایان است اما به قدر طالب فرود می آید.
چون در خدمت عطار آمدی شکر بسیار است ، اما می بیند که سیم چند آوردی به قدر آن شکر دهد. سیم اینجا همت و اعتقاد است ؛ به قدر همت و اعتقاد سخن فرود آید. همچنین آدمی بیاید که او را در دریاها بس نکند و آدمی باشد که او را قطره ای بس باشد و زیاده از آن زیانش دارد و این تنها در عالم معنی و معلوم و حکمت نیست در همه چیز است.
هر آنکه طاعت بیشتر کند و اطاعت خدای تعالی ، مزدش به تأخیر افتد اما این تأخیر را اجر و لذتی است که ارزش عاشق را می نمایاند و اینکه بوسه بر کاکل چنین خورشیدی ، جانت را می خواهد و نه هر مطاع بی ارزش دیگری را.
حکایت آورده اند که حق تعالی میفرماید: "ای بنده من حاجت تو در حالت دعا و ناله زود برآوردمی اما در اجابت آن تأخیر می افتد تا بسیار بنالی که آواز و ناله تو مرا خوش آید ".
بطور مثال دوگدا بر در شخصی آمدند ، یکی مطلوب و محبوب و دیگری عظیم و مغبوض . صاحب خانه گوید به غلام که زود و بی تأخیر به آن مغبوض نان پاره بده تا از در ما زود آواره شود و آن دیگر را که محبوب است وعده بده که هنوز نان نپخته اند، صبر کن تا نان برسد.
منبع: http://success.blogfa.com
بقیش تو ادامه مطلب
![]()
![]()
| |||||
|
سميه مقصودعلي براي بسياري از زوجها، روند باردار شدن، جريان آرامي نيست. ميان <خواستن> و <توانستن> شكاف بس بزرگي وجود دارد. نياز <داشتن> و حسرت <نتوانستن> را زوجهايي ميتوانند درك كنند كه نااميدانه براي داشتن فرزند تلاش ميكنند اما به آن نميرسند. متاسفانه طي چند دهه اخير، قدرت باروري به شدت كاهش يافته است. استرس ناشي از مدرنيزه شدن زندگي، آلودگي و بهويژه افزايش ميزان آفتكشها در محيط اطرافمان كه بر اسپرماتوزوييد تاثير سويي ميگذارند و... از جمله عوامل اصلي در كاهش باروري است اما دليل بسيار مهمتري هم وجود دارد و آن اينكه بسياري از زوجها در سنين بالا تصميم ميگيرند تازه بچهدار شوند. متاسفانه عقيده اشتباه و رايجي ميان زوجها وجود دارد و آن اينكه تا زماني كه عادت ماهيانه زن ادامه دارد، قدرت باروري نيز وجود دارد. شايد در 25 سالگي امكان باروري براساس عادت ماهيانه 25 درصد باشد ولي اين ميزان در 35 سالگي به 12 درصد و در 40 سالگي به 6 درصد ميرسد. شايد شما نيز جزو زوجهايي باشيد كه با وجود تمايل و عطش فراوانشان براي داشتن فرزند و مادر و پدرشدن، اين نعمت از آنان گرفته شده است. مطمئنا درباره درمان ناباروري سوالات فراواني در ذهنتان وجود دارد. از چه زمان بايد نگران بود؟ با چه كسي بايد مشورت كرد؟ كارشناسان ما به برخي سوالات شما پاسخ دادهاند.
چندبار امتحان كافيه؟ به استثناي زنان بالاي 35 سال، افرادي كه عادت ماهانه نامرتبي دارند يا دچار ناراحتي در دستگاه تناسلي هستند، باقي افراد پيش از مراجعه به متخصص باروي، بايد يك سال تمام بدون هيچگونه پيشگيري، به طور مرتب نزديكي داشته باشند. افرادي كه به دليل بالا بودن سن يا ناراحتي دستگاه تناسلي به ناباروربودن خود شك دارند، ميتوانند 12 ماه پس از ازدواجشان به متخصص مراجعه كنند. * پزشك چه ميگويد؟ متخصص پيش از هر چيز سعي ميكند با گرفتن آزمايشهايي به دلايل اصلي ناباروري زوجين پي ببرد. * منحني دما اندازهگيري دماي راست روده، هر روز صبح قبل از برخاستن از رختخواب به مدت دو ماه، اطلاعات مورد نياز درباره زمان تخمكگذاري را به پزشك ميدهد. بالارفتن دماي بدن نشانه وقوع تخمكگذاري است. در صورتي كه تخمكگذاري رخ ندهد، دليل اين ناراحتي مبهم را با نمونهگيري از هورمونهاي تخمدان متوجه ميشوند. * آزمايش هوهنر متخصص از شما ميخواهد 6 تا 20 ساعت پيش از دادن اين آزمايش، رابطه جنسي برقرار كنيد. هدف از اين آزمايش، بررسي ميزان و قدرت حركت اسپرماتوزوييد است. * اسپرموگرام متاسفانه در بسياري از موارد امكان اين آزمايش به دليل تفكرات غلط، ناديده گرفته ميشود. در اين آزمايش، جنس مذكر بايد مقداري اسپرم داخل يك لوله آزمايش بريزد تا ميزان و قدرت حركت اسپرمها آزمايش شود. هميشه اين نكته را به خاطر بسپاريد كه <زوج فرزند ميخواهند نه تنها زن.> * بررسي عوامل مكانيكي پس از اين آزمايشها نوبت ميرسد به بررسي نفوذپذيري لوله رحمي به وسيله راديوگرافي يا هيستروسالپينگوگرافي. اين نوع آزمايشها براي زن دردناك است و تنها پس از تمامي آزمايشها و در صورت نداشتن راهكار ديگري، استفاده ميشوند.
با چه كسي بايد مشورت كنيم؟ در درجه اول بايد با يك متخصص بيماريهاي زنان مشورت كنيد. وي آزمايشهاي اوليه را انجام ميدهد و در صورت لزوم شما را به يك مركز باروري ارجاع ميدهد.
چقدر موثر است؟ تنها راه شما اطمينان كردن به سوابق پيشين يك موسسه است. البته به اين موضوع توجه كنيد كه گاهي برخي موسسات تنها زنان بالاي 38 سا ل را ميپذيرند در نتيجه درصد موفقيت در آنها بيش از موسساتي است كه زنان بالاي 43 سال را ميپذيرند.
دلايل اصلي ناباروري چيست؟ به دو دليل اصلي اسپرم و تخمك با هم تركيب نميشوند: اول به دليل اختلالات هورموني اصلا توليد نشدهاند و دوم اينكه به دليل اختلالات حركتي نميتوانند به هم برسند. دلايل ناباروري بسيار فراوان است اما براي بسياري از آنها دليل قانعكنندهاي وجود ندارد. ناشناخته ماندن بسياري از دلايل يا به علت پيشرفتنكردن كافي علم يا به دليل عوامل رواني زوجين و سوابق خانوادگي است. |
قدرت تمرکز بالا چه فوائدی دارد؟
تمرکز در سه حوزه مهم زندگی نقش اساسی دارد
موفقیت
آرامش روان
یادگیری
تمامی فعالیت های انسان برای موفق شدن نیازمند تمرکز است. هر چه تمرکز بیشتر باشد احتمال موفقیت بالا تر است. علت بسیاری از شکست ، تشتت و آشفتگی در ابزارها و توانمندی ها است. تمرکز شیرازه بند دفتر فعالیت ها و توانمندی های ما است.
اضطراب و ناخوشی های روحی با پراکندگی و بی قراری و نبود جمعیت خاطر همراه است. رمز سلامت روان، فکر کردن و اندیشه کردن و متمرکز شدن بر روی کاری است که در "لحظه حال" مشغول به انجام آن هستیم.
یادگیری با تمرکز شروع می شود، هر چه بيشتر ، حواس خود را متمرکز کنيد، مطالب، موضوعات و خاطره ها، سريعتر و ژرفتر در ذهن شما نقش خواهد بست.بر این اساس موثرترین راه تقویت حافظه بالا بردن قدرت تمرکز است.